ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 | 31 |
سلام...
اجازه!!! خیلی دلم براش تنگ شده....اجازه خیلی دلم.
..دیشب همسری گفت بیدارش نکنم...یکم جزمه هماتولوژی جلسه قبل رو مرور کردم..اما ذهنم خیی آشفته بود...نتونستم کتاب رو بخونم...اومدم نت...رفتم منابع ازمون ارشد سال 94 رو ی نگاهی کردم...خیلی خوشحالم ک شوهری بهم انگیزه میده ک ارشد قبول شم...بهم گفته اگ تک رقمی بشم ی هدیه ویژه بهم میده...تمووووم تلاشمو میکنم...اومدم اینجا یکم شعر خوندم...مطلب خوندم......من حس میکنم من نقش همون گل مغرور و بداخلاق رو ک شازده کوچولو خیل دوسش داشت رو دارم و همسری همون شازده ی منه...کسی که رسم عاشقی رو خوب بلده...